فرار از خانه
امروزه
در اغلب کشورهای جهان ، پدیده شوم فرار از خانه به یک معضل شدید و آسیب
زای اجتماعی تبدیل شده است . از این رهگذر آفات و آسیب های بسیاری به
جامعه و خانواده خواهدرسید . براساس این آمار سازمان بهداشت جهانی ،
سالانه یک میلیون نوجوان سیزده تا نوزده ساله از کانون خانواده خویش فرار
می کنند که با تاسف ۷۴ درصد صد آنها دختر هستند.( روزنامه جام جم ، 10/10/80 )البته در موارد اندکی
فرار مردان و زنان متأهل نیز بوقوع پیوسته است که این خود نیز دلایل و
آثار جداگانه ای خواهد داشت .با توجه به اینکه هر ساله آمار دختران فراری
رو به افزایش بوده و تبعات منفی بسیاری را از خود بجای گذاشته است ، بررسی
این بخش ضروری تر می نماید............................
پیامدهای فرار دختران
خانه و خانواده مهمترین کانون گرم و پناهگاه ایمن فرزندان بحساب می آید امِّّا پدیده فرار از خانه ، در واقع نوعی تعرض به قاعده کهن و شیوه مرسوم مردمان پیشین و کنونی است . زیرا فراریان نه تنها خانه را کانون آرامش ندانسته بلکه آن را زندان امیال و آرزوها ی خویش می پندارند . بنابراین پدیده فرار تبعات زیر را در پی خواهد داشت: فرار دختران می تواند بزرگترین لطمه و ضربه برای حیثیت و شرافت خانوادگی فرد باشد . و نشانه ناکار آمد ی خانواده در تربیت فرزندان می باشد . فرار اغاز بی خانمانی و بی پناهی آنان بوده و زندگی آینده آنها را به تباهی و فساد می کشاند و احتمال تشکیل خانواده برای آنان به حد اقل ممکن کاهش یافته و در اغلب موارد به صفر می رسد .حضور در باندها ی سرقت و فساد ، ابتلا ء به انواع بیماریها ی از جمله ویروس ایدز ، ارتکاب انواع جرائم و فساد اخلاقی ، روسپیگری ، ابتلاء به باندهای توزیع و مصرف مواد مخدرو از دست دادن سلامت روحی و روانی آنان برخی از عواقب وخیم فرار می باشد .
عوامل خانوادگی فرار
تحقیقات نشان میدهد که حدود 70 درصد علل فرار فرزندان را والدین تشکیل میدهند؛ به طوری که از خرداد تا شهریور ماه وقتی که نوجوانان پس از فراغت از مدرسه نمیتوانند محیط نامساعد خانواده را تحمل کنند به امید قرار گرفتن در فضلی بهتر و مساعدتر، از خانه فرار میکنند و در فروردین ماه که اعضای خانواده و فامیل به دید و بازدید و انجام مراسم سال نو مشغول هستند کمترین فرار را مشاهده میکنیم. آمار ارائه شده نشان میدهد افرادی که از خانه فرار میکنند. غالباً 14 تا 25 سال دارند و 80 درصد آنها به دلیل ناسازگاری با والدین ترجیح میدهند خانهی اه خود را ترک کنند.بدرفتاری های والدین با دختران در حالی است که دختران در فرهنگ دینی اسلام جایگوالایی داشته و از احترام خاصی برخوردار هستند. پیامبر اکرم (ص) در باره دختران میفرماید:بهترین فرزندان شما دختران شمایند.[1]همچنین میفرماید:خانهای که در آن دختران وجود داشته باشند هر روز 12 برکت و رحمت از آسمان بر آن نازل میشود و رفت وآمد ملائکه از آن خانه قطع نمیشود و برای پدر دختران در هر شب و روز عبادت یک سال را مینویسند.[2]پیامبر اکرم (ص) همچنین میفرماید: کسی که از بازار هدیهای بخرد و آن را برای خانوادهی خود ببرد مانند کسی است که صدقاتی را برای افراد بیبضاعت و فقیر میبرد پس باید هنگام تقسیم هدیه، دختران را مقدم بدارد چون هر کس دخترش را شاد کند مانند آن است که بردهای از فرزندان حضرت اسماعیل را خریده و در راه خدا آزاد کرده است.[3]پیامبر اکرم (ص) میفرماید:هدایا را میان فرزندان به عدالت تقسیم کنید. اگر من میخواستم فضیلتی را در نظر بگیرم دختران را مقدم میداشتم.
روایاتی که در فضیلت دختران آمده است، زمینه را برای این درخواست فراهم میکند؛ از جمله این روایت از امام صادق (ع) که فرمود:پسران نعمتند و دختران حسنه؛ خداوند از نعمتی که داد، بازخواست میکند و بر حسنات پاداش میدهد.و یا در روایات دیگری که میگویند دختران دارای گرمی و جاذبه و لطافت معنوی هستند،آمادهی خدمت و مونسند، مایهی برکت و رحمتند، پاکیزگی را دوست دارند و تحمل پلیدی را ندارند.
با توجه به اینکه به استناد اطلاعات و تحقیقات ، بیشتر آمار دختران فراری از ین خانواده های نابسامان و گسسته و بحران زا می باشد . بکار بستن ضوابط و شرائط مناسب از سوی والدین در جلوگیری از این پدیده شوم اولین الویت در پیشگیری از آن را خواهد داشت .مهمترین عامل خانودگی این مسأله ، طلاق می باشد . خانواده ای که یکی از والدین آن (مادر - پدر ) از خانواده جدا شده است و با طلاق گرفتن ، محیط تربیتی خاندار را رها کرده است ف مناسب ترین زمینه و بستر برای فرار فرزندان آن خانه بحساب می آید . همچنین در خانواده ای که به دلیل از دست دادن پدر یا مادر در اثر مرگ و حوادث طبیعی و ...کانون گرم تربیتی متزلزل شده و به یک خانواده از هم گسیخته تبدیل شده است ، فرزندان آمادگی بیشتری برای ناسازگاری های اجتماعی و ارتکاب جرم دارند.در چنین خانواده ای فرد با احساس ناکامی و محرومیت و کمبود محبت و ارتباط عاطفی مواجه است و در برخی موارد بدلیل عدم پذیرش جانشین (نامادری -ناپدری )، زمینه اختلالات رفتاری مانند فرار از خانه فراهم می شود.( کتاب زنان ،شماره 15)2- خشونت های خانوادگی : اعمال خشونت های روحی ، جسمی و جنسی از سوی اعضای خانواده عامل بسیارمهمی در فرار دختران می باشد . ضرب و شتم های جسمی نسبت به فرزندان ، تجاوزات جنسی پدر یا برادران تنی یا نا تنی ، زندانی کردن فرزندان در خانه ، محصور کردن فرزند و افراط در عدم حضور در محیط خارج از خانه، از عواملی است که می تواند نتایج بسیار سویی در عکس العمل فرزندان و سپس فرار آنها گردد.3- آشفتگی های رفتاری والدیناختلالات رفتاری والدین در خانه از قبیل برخورد ها و توقعات غیر منطقی ، دعواها ، تعارضات گفتاری و عملی آنان موجب ایجاد اضطراب و تنش و بحران های فکری در اذهان فرزندان و اعضای خانواده می گردد .این آشفتگی های رفتاری موجب کمبود محبت و تربیت ناصحیح شده و علیرغم حضور فیزیکی والدین ، نظارت و کنترل تربیتی و غیر رسمی خانواده تضعیف شده و اعتبار اجتماعی خانواده بشدت کاهش می یابد . در چنین وضعیتی فرزندان به علت سرکوب خواسته هایشان و فقدان ارضای تمایلات درونی خویش از کانون خانواده بیزار شده و به رفتارهای نا بهنجار ی نظیر فرار از خانه گرایش پیدا می کنند .4- تبعیض در خانه رعایت مساوات و پرهیز از هر گونه تبعیض در رفتار با فرزندان از تعالیم اخلاقی دین اسلام است. علاوه بر اینکه توجه بیشتری به دختران و درک روحیات حساس آنها نیز از سفارش های بزرگان دینی می باشد .در روایتی از پیامبر(ص) آمده است که ایشان به کسی که به یکی از فرزندان خود چیزی داده بود، فرمود:آیا به همهی فرزندانت مثل آن چیز را میدهی؟ گفت: نه. فرمود: از خدا بترسید و میان فرزندان خود به عدالت رفتار کنید.[6] با تاسف برخی از والدین آگاهانه یا غیر آگاهانه ، با تبعیض و دوگانگی بین فرزندان موجب اختلاف بین آنها و دلسردی از زندگی خانوادگی می شوند . تبعیض والدین در برخورد با اشتباهات و خطاهای فرزندان دختر و پسر و عدم رفتارهای منطقی در مواجه با اشتباهات و تخلفات فرزندان و تنبیه تبعیض آمیز بر اساس برتری پسران بردختران یا بالعکس موجب سلب اعتماد به نفس و بدبینی نسبت به والدین می شود . عدم درک کامل والدین از روحیه حساس و عزت نفس دختران موجب رفتارهای تبعیض آمیز شده و ضربات جبران ناپذیر ی را بر روح و روان آنان وارد می سازد تا جایی که آنان فرار از خانه را بهترین راه درمان ناکامی ها و نجات خویش می دانند(کتاب زنان -شماره 15)5- افراط یا تفریط در آزادی فرزندان همواره نیازمند به عزت نفس و کرامت انسانی می باشند . ایجاد آزادی نسبی و اختیارات لازم متناسب با سن و شرایط افراد از نیازمندیهای هرفرد بویژه جوانان و نوجوانان ست.برخی از والدین با نادیده گرفتن این نیازعاطفی و یا از روی سهل انگاری فرزندان را از آزادی های مشروع و مورد نیاز خویش محروم کرده و با سختگیری شکننده ، حق اظهار نظر و قدرت تصمیم گیری در برخی از امور را از آنان گرفته و با ایجاد جو دیکتاتوری و زور گویی های مستبدانه ، عرصه را برفرزندان خویش تنگ کرده و موجب تحقیر و سر خوردگی آنان می شوند و بدیهی است اینگونه برخوردهای غیر منطقی موجب شکست شخصیت فرزندان گشته و آنان را بدنبال فرار از محدودیت ها فعال می سازدوالدینی که در محبّت ورزیدن به فرزندان از حدّ اعتدال گذشته و زیاده روی می نمایند ناخواسته زمینه انحراف کودکان خود را فراهم می کنند. چراکه بدینوسیله حسّ استقلال کودک را کاهش می دهند و او را در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی فردی فاقد تحمّل و کم طاقت بار می آورند. از اینرو شخص در مواجهه با موانع طبیعی زندگی به جای صبر و جستجوی راه حل منطقی به حل مسئله از ساده ترین و سریعترین راه روی می آورد، حتّی اگر این راه نادرست و غلط باشد و او را مرتکب جرم نماید تا بدینوسیله حقوق دیگران را زیر پای بگذارداز سوی دیگر ، توجه بیش از حد متعارف به فرزندان و در اختیار قرار دادن حداکثرامکانات زندگی بدون در نظر گرفتن ظرفیت ها و نیز غرق کردن فرزندان در توقعات و نیازهای مختلف مادی و ناز پروری فرزندان موجب خواهد شد تا آستانه صبر و مقاومت آنان بشدت کاهش یافته و در مواجه با کوچکترین سختی و ناکامی و مشکلات موجود در خانه ، عصیان و طغیان نموده و برای رهایی از مشکلات و درهم شکستن مقاومت های اطرافیان فرار از خانه را برگزیند. چنین فردی پس از فرار نیز اقدام خود را توجیه نمود و با احساس عمیق بیدادگری ، خود را محق و والدین خود را متهم می پندارند.6- فقر خانوادهبنابرآنچه در روایات رسیده از معصومین وجود دارد، چه بسا برخی اوقات فقر و ناتوانی های شدید مالی موجبات تمایل انسان به بی دینی و رها کردن قیود و ضوابط دینی و انسانی و غلطیدن در منجلاب حیوانیت محض خواهد شد.مواردی از فرار دختران از خانه به خاطر وجود پدری فقیر و معتاد بوده است که حاضر شده است به خاطر رسیدن به مواد مخدر حتی از پارهی تن خود نیز بگذرد و با زیر پا نهادن عزت و عفت خانوادگی خود، دختران بیگناه خویش مورد معامله قرار داده و را در اختیار اجنبی قرار میدهد. دخترانی که در چنین خانههایی زندگی کردهاند، بعد از فرار از خانه دارای وضعیت بدتری نشدهاند، در هر صورت در دام کسانی افتادهاند که به همان میزان قوت بخور و نمیر به ایشان داده و به همان میزان نیز از ایشان کار کشیدهاند و البته امنیت جانی ایشان در خانه و بیرون از خانه یکسان بوده است.[7]این افراد عمدتاً در سنین 12 تا 15 سالگی مبادرت به فرار کردهاند و 23 درصد از آنان دارای پدر و مادر بوده و بقیه از داشتن پدر یا مادر و یا هر دو محروم بودند.
سالانه یک میلیون نوجوان به علت فرار از خانه در انتظار سرنوشت نامعلومی قرار دارند
وی اظهار داشت: بررسی ها نشان داده است که مسایلی چون طلاق، اعتیاد، مشکلات خانوادگی، فرهنگی و اقتصادی از جمله علل فرار فرزندان از خانه است که در این میان اعتیاد سهم بیشتری را دارد به طوری که برای فرار از معضل اعتیاد والدین و خانه را رها می کند اما سرانجام راهی جز ابتلا به اعتیاد ندارد .
این کارشناس جامعه شناسی ادامه داد: اعتیاد والدین فرزندان را مجبور به فرار از وضعیت موجود و گریز از دامن خانواده می کند و آنها را نیز به دامن اعتیاد و یا باندهای قاچاق مواد مخدر سوق می دهد .
دکتر رداعی افزود: برخی کارشناسان روانشناسی معتقدندکه فردی که از خانه می گریزد به دلیل ناتوانی مالی و تامین معیشت در کمترین زمان جذب باندهای توزیع مواد مخدر به ویژه کلان شهرها می شوند تا برخی نیازهای مالی خود را تامین کنند غافل از اینکه در نهایت خود نیز در دام اعتیاد فرو می روند .
به گفته این جامعه شناس در هم تنیدگی معضل اعتیاد و فرار از خانه از آنجا روشن می شود که بر اساس ارزیابی سازمان بهزیستی کشور اعتیاد عامل 40 تا 50 درصد سرقت ها، 50 درصد طلاق ها، 20 تا 25 درصد فرار دختران، 65 درصد کودکان خیابانی و 50 درصد ازدست دادن شغل افراد است .
دکتر رداعی در پاسخ به سوال خبرنگار ایسکانیوز، مبنی بر اینکه چگونه می توان با این معضل مقابله کرد ، گفت: با توجه به اینکه بخش قابل توجهی از کودکان فراری حاضر به بازگشت به خانه نیستند صاحبنظران حوزه مسایل اجتماعی پیشیگیری و آموزش های فردی و گوشزد کردن سرانجام فرار از خانه به خانواده ها و به خصوص دختران از جمله شیوه های مقابله با این معضل است .
وی ادامه داد: آموزش و پیشگیری از مشکلات یاد شده در مدارس در مقاطع مختلف تاثیر بسزایی در پیشگیری معضل فرار از خانه و مشکلات ناشی از آن دارد .
این کارشناس جامعه شناسی، کسب شناختی دقیق و عمیق از ویژگی ها و خصوصیات فردی و خانوادگی و نیازهای مخطبان را از جمله مهمترین محورهای اصلی آموزش جهت پیشگیر دانست .
دکتر رداعی استفاده از ابزارهای ارتباطات جمعی به ویژه رسانه ملی در کاهش بروز معضلات اجتماعی موثر بر شمرد و خواستار توجه بیش از پیش دست اندرکاران این عرصه به این موضوع شد
تاريخ:چهارشنبه، 10 تیرماه 1388 | نظرات [ 0 ] |

