
وحدانیت خداوند همچون وجودش بر هر فطرت پاک و سالم ثابت است و نیازی به برهان و دلیل ندارد اما از ان جا که در طی قرنهای متمادی فطرتهای سالم خدادادی بشر دست خوش بازیهای هوس رانان قرار گرفته و عده ی زیادی از انسانها به وجود خدایی معتقد شدند که یگانه نیست لازم است تا ادله ی توحید بیان گردد تا اینکه حقیقت برای انان که خواهان حقیقت اند روشن شود.
قبل از اثبات یگانگی خداوند متعال از طریق قران و روایت و عقل لازم است تا تعریفی از توحید داشته باشیم و البته بر هیچ صاحب اندیشه ای پوشیده نیست که هیچ کس به زیبایی فرستاده های الهی نمی تواند توحید و دیگر امور مربوط به خداوند متعال را تعریف کند چرا که هر آن چه از ضمیر انسانی تراوش کند همگی زاییده ی معلوماتی است که او از محیط پیرامون خود ذخیره داشته است، محیطی که مادی است بنابراین هر حکمی که در باره ی خداوند متعال کند، از این اندیشه های مبتنی بر ماده صادر شده است. حال آنکه خداوند تبارک و تعالی از هرگونه اثر مادی پاک و منزه است.
برای تعریف و اثبات وحدانیت خدا باید به سراغ منابع الهی رفت تا ایشان که به منبع فیض الهی متصلند و سخنگوی او می باشند، برای ما حقیقت را روشن سازند.
توحید که در لغت یکی بودن و یگانه بودن معنا دارد، از زبان امیرالمؤمنین اینگونه بیان شده است:
"اگر قائل توحید، یک بودن در اعداد را قصد کرده باشد، جائز نمی باشد چراکه آنچه ار که دومی ندارد، داخل در بحث اعداد نمی شود. آیا نمی بینی کافر است آن کس که بگوید سومین از سه تا است. (کسانی که سه خدایی هستند، پدر،پسر و روح القدس) و اگر قائل توحید را به این معنا که او یکی از مردم است بگوید و به این قول نوعی از جنس را اراده کرده باشد، باز نشاید (چرا که تشبیه خالق است به مخلوق و خالق را جنس و نوعی نیست) که خداوند از این گونه چیزها سخت دور است.
و توحید اگر به این دو گونه باشد، توحید و در خداوند تبارک و تعالی ثابت است.
وجه اول این که گوینده ی توحید بگوید: او یکی است که در اشیاء مانند ندارد و وجه دوم آنکه بگوید: احدی المعنی است به این معنا که در وجود و عقل و وهم، بخش نمی شود، این گونه است پروردگار ما عز و جل."
توحید صدوق صفحه 83 باب معنای الواحد
پس از تعریف توحید، یک شاهد از قرآن در اثبات وحدانیت حق تعالی نوربخش جان و دل ما خواهد بود:
" و الهکم اله واحد لا اله الا هو الرحمن الرحیم"
خدای شما خدایی است یگانه ، جز او خدایی نیست او رحمان و رحیم است.
سوره ی مبارکه ی بقره آیه ی163
آیات دیگری در اثبات توحید در قرآن شریف آمده که ما برای رعایت اختصار به همین یک مورد اکتفا می کنیم.
و اما پس از اثبات توحید در کلام خدا، به یک روایت از امیرالمؤمنین علی علیه السلام متمسک می شویم و آن فرمایش حضرت است برای فرزندش که فرمود:
" ....واعلم یا بنی! انه لو کان لربک شریک لاتتک رسله، و لرأیت آثار ملکه و سلطانه و لعرفت افعاله و صفاته و لکنه اله واحد کما وصف نفسه، لا یضاده قی ملکه احد و لا یزول ابدا و لم یزل، اول قبل الاشیاء بلا اولیة و آخر بعد الاشیاء بلا نهایة..."
و بدان ای پسرم که اگر پروردگارت ار شریکی بود، رسولانش به سوی تو می آمدند و هر آینه آثار سلطنت و حکومتش را می دیدی و با افعال و صفاتش آشنا می گشتی لکن پروردگارت خدایی واحد است آنچنان که خود، خودش را وصف کرده است. هیچ کس در ملکش ضد او نیست و هیچگاه از میان نمی رود و ابدی است، اول است قبل از هر چیزی، بدون اولیت و آخر است بعد از هز چیزی ولی بی نهایت.
نهج البلاغه بخش نامه ها، نامه ی 31
و اما دلیل عقل، پس از آنکه در قرآن و روایت بر ما وحدانیت خدا ثابت شد، اثبات وحدانیت از طریق عقل خالی از لطف نمی باشد.
عقل پس از اینکه فطرت انسان توحیدی است، با ادله ی قطعی و برهان های وجدانی به وحدانیت خدا حکم قطعی می کند، این برهان ها متعدد اند. ما از بین آنها هشت مورد را که بعضی برگرفته ی از روایات می باشند. براهینی از قبیل: ارتباط و تدبیر، عدم وجود اثر از خدایی دیگر، برهان فرجه و لزوم تسلسل و احتیاج، برهان سبر و تقسیم، برهان محال بودن شرکت، دلیل کمال و دلیل بی نیازی.
به عنوان نمونه یکی از برهان های بالا که از ناحیه ی اهل بیت به ما رسیده است را بیان می کنیم، برهان سبر و تقسیم:
اگر قائل به تعدد خدا شویم، امر نسبت به دو خدا از سه حال خارج نیست، یا هر دو قادر بر ایجاد نظم هستند، یا هر دو قادر نیستند و یا یکی قادر و دیگری عاجز است، اگر هر دو قادر باشند، وجود یکی لغو و بیهوده است، و اگر هر دو عاجز باشند، وجود هر دو بیهوده است و اگر یکی قادر و دیگری عاجز باشد، آنکه قادر است شایسته ی خدایی است و آنکه عاجز است شایسته نیست خدا یاشد.
به این ترتیب ثابت می شود، که خداوند تبارک و تعالی یکی است، یکی که دو ندارد.
تاريخ:شنبه، 13 تیرماه 1388 | نظرات [ 0 ] |

