
"ليكن بدون ايمان
تحصيل رضامندي او محال است، زيرا هر كه تقرّب به خدا جويد، لازم است كه
ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا ميدهد امّا واضح است
كه هيچ كس در حضور خدا از شريعت عادل شمرده نميشود، زيرا كه عادل به
ايمان زيست خواهد نمودخدا را شكر ميكنيم كه ما را طوري آفريده است كه
بتوانيم احساسات گوناگون را تجربه كنيم، ولي شما هرگز نبايد در قدمهاي خود
با مسيح احساسات خودتان را ملاك قرار دهيد و احساسات را معتبر بشماريد.
احساساتي معتبر شمرده ميشوند كه نتيجة ايمان و اطاعت از خداوند باشند.
درست است كه در زندگي ما احساسات جاي خود را دارد ولي خداوند هرگز احساسات
را مقدم بر ايمان و كلام خود قرار نداده است. كسي كه در جستجوي يك تجربة
احساسي است در حقيقت اين دستور خداوند را كه "ما بايد با ايمان قدم
برداريم" انكار و رَد ميكند و اين كار بياحترامي نسبت به خداوند است.
بگذاريد تا احساسات شما در رابطهتان با مسيح جايگاه صحيح خود را بيابد.
يوحنا به ما ميگويد كه بهترين راه براي داشتن يك تجربة احساسي همانا اطاعت از مسيح است. يكي از اعمال مهمي كه نشانگر اطاعت شما است، شناسانيدن مسيح به وسيلة هدايت روحالقدس است. زيرا "او آمد تا گمشده را بجويد و نجات بخشد". و مسيح خود به ما مأموريت داده است تا براي او شهادت دهيم. هيچ چيز بيشتر از شهادت دادن ما خداوند را خشنود نميسازد. پس اگر مايل هستيد تا حيات و حضور مستمر و هيجانانگيز مسيح را در زندگي خود تجربه كنيد بايد ديگران را با مسيح آشنا بسازيد.
براي اين كه بتوانيد در روح سلوك كنيد بايد طبق وعدة خداوند به كامليت او اعتماد كنيد. ايمان بايد موضوعي داشته باشد و موضوع ايمان شما، خداوند است . خداوند ثابت نموده است كه سزاوار و شايستة اين اعتماد ميباشد. در كلام خدا هزاران وعده براي من و شما وجود دارد و تا به حال هيچ مسيحي عدم صحت حتي يكي از اين وعدهها را نديده است.
وقتي خداوند چيزي ميگويد شما ميتوانيد به قيمت زندگي خود روي آن شرط ببنديد، چرا كه ميدانيد او هرگز شما را مأيوس نخواهد ساخت.
در روميان پولس رسول مينويسد: "و ميدانيم كه به جهت آناني كه خدا را دوست ميدارند و به حسب ارادة او خوانده شدهاند، همه چيزها براي خيريّت (ايشان) با هم در كار ميباشند". آيا اين وعدة خداوند را باور داريد؟ اگر چنين است شما به طور منطقي، معقول بودن دستور خداوند را در اول تسالونيكيان تأييد ميكند: "در هر امري شاكر باشيد كه اين است ارادة خدا در حّق شما در مسيح عيسي".
آيا آموختهايد تا وقتي قلب شما به خاطر از دست دادن عزيزي شكسته است به خداوند بگوييد: "خداوندا تو را شكر ميكنم؟" وقتي بدن شما گرفتار درد شديدي ميشود، يا وقتي نامهاي از نامزدتان به دستتان ميرسد و او خواهان به هم زدن نامزدي است آيا خداوند را شكر ميكنيد؟ هنگامي كه متحمل خسارت مالي ميگرديد يا از عهدة امتحانات بر نميآييد و يا به جهت خدمت نظام وظيفه احضار ميگرديد. يا وقتي نسبت به شما چه از لحاظ شخصي، مذهبي يا نژادي تبعيض قايل ميشوند آيا خداوند را شكر ميكنيد؟
ممكن است با خود بگوييد فقط يك ابله و ديوانه در چنين شرايطي خدا را شكر ميكند. ولي طبق كلام خدا: "و ميدانيم كه به جهت آناني كه خدا را دوست ميدارند و به حسب ارادة او خوانده شدهاند، همه چيزها براي خيريّت (ايشان) با هم در كار ميباشند"
اگر خداوند دستور داده است كه بايد او را شكر كنيم، پس حتماً دليلي دارد. اين در واقع يكي از هيجانانگيزترين درسهايي است كه آموختهام، تا بتوانم حتي در مواقعي كه هيچ چيز بر وفق مراد نيست خداوند را شكر كرده از او تشكر كنم.
قبل از اين كه اين درس بسيار مهم را بياموزم هر گاه چيزي بر خلاف ميلم اتفاق ميافتاد، زود عصباني شده و صبر و حوصلهام را از دست ميدادم. درهاي بستهاي كه در مقابلم وجود داشت با زور فشار باز ميكردم و اگر باز نميشدند آنها را ميشكستم. اغلب اوقات از درون تحت فشار بودم و با ديگران كم حوصله و ناشكيبا بودم. بعدها متوجه شدم كه چقدر نادان بودهام. متأسفانه ما به دليل كم حوصلگيها و بيفكريهاي خود و با انتقادات بيجايمان برادران خود را آزرده خاطر ميكنيم. وقتي يك مسيحي اين گونه رفتار ميكند تمام بدن مسيح از آن رنج ميبرد.
ولي خداوند نقشة بهتري براي شما تدارك ديده است پس آسوده خاطر باشيد. اگر تمام دنياي اطراف شما از هم بپاشد، شما ميتوانيد خداوند را شكر كنيد چون خداوند حاكم و قادر مطلق است. تمامي جهان در دستهاي او است و شما ميتوانيد به خداوند اطمينان كنيد. او شما را دوست دارد و به شما وعده داده است كه براي شما ميجنگد.
در اول پطرس خداوند دستور داده است: "تا آزمايش ايمان شما كه از طلاي فاني با آزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، براي تسبيح و جلال و اكرام يافت شود در حين ظهور عيسي مسيح". مسيح خود شخصاً به اين جهان آمد، و تمامي گناهان شما را بر خود گرفت و حالا او منتظر است تا شما را بركت داده به كار برد. ولي اگر شما دايماً مضطرب و بيايمان باشيد او شما را به كار نخواهد برد. اگر دايماً گله و شكايت كرده و در همه چيز عيب و نقض بيابيد، او شما را به كار نخواهد برد.
چندي پيش خانم جواني براي شركت در يك كنفرانس تعليمي به مركز ما آمد و در پي شنيدن يكي از پيغامهاي من به جهت مشورت نزد من آمد. او در حالي كه به شدت اشك ميريخت داستان غمانگيز مرگ عزيزترين دوستش يعني نامزدش را كه در يك سانحة دلخراش اتومبيل جانش را از دست داده بود برايم تعريف كرد.
آنها در حال بازگشت از جشن نامزدي خود بودند كه ناگهان اتومبيلي از خط ممتد گذشته و راه را بر آنها مسدود كرده بود و در نتيجه اتومبيل آنها از جاده منحرف شده به تير تلفن اثابت كرده بود. چون خود اين دختر جوان پشت فرمان بود و رانندگي را بر عهده داشت او وجداناً خود را مقصر ميدانست و اين باعث ميشد تا غصة اين حادثه دو چندان شود. قلب او شكسته بود.
خانم جوان از من پرسيد: "بايد چه كار كنم؟"
ماهها از اين حادثه ميگذشت و او در طي اين مدت براي مشورت و چارهجويي نزد روان پزشكان و روانشناسان متعددي رفته بود، او حتي با كشيشان و افراد ديگر نيز مشكل خود را در ميان گذاشته بود. آن خانم جوان گفت: "اگر شما هم نتوانيد به من كمك كنيد ميترسم ديوانه شوم."
از او پرسيدم آيا مسيحي هستي؟ او جواب داد: آري."
با هم رسالة روميان را خوانديم، از او پرسيدم: "آيا ايمان داري كه همه چيز براي خيريت شما با هم در كار ميباشند؟"
او پاسخ داد: " بلي، ايمان دارم."
از او خواستم اول تسالونيكيان را با صداي بلند بخواند. "در هر امري شاكر باشيد كه اين است ارادة خدا در حّق شما در مسيح عيسي."
از او پرسيدم آيا از زماني كه نامزد عزيزت را از دست دادهاي از خداوند تشكر كردهاي؟ خانم جوان از شنيدن اين سؤال شوكه شد و گمان نمود كه سؤال مرا درست متوجه نشده است. با ناباوري به من نگاه كرد و گفت: " چطور ميتوانم خدا را شكر كنم وقتي چنين واقعة غمانگيزي برايم اتفاق افتاده است؟"
از او پرسيدم: "به خداوند اعتماد نداري اينطور نيست؟"
زن جوان با لحني مصرانه جواب داد: "البته كه به خداوند اعتماد دارم."
گفتم: "پس چرا نشان نميدهي كه به او اعتماد داري؟" و ادامه دادم: "اوايل ممكن است برايت مشكل باشد و حتي شايد به نظرت مسخره بيايد ولي بيا با هم دعا كنيم و به خداوند بگو كه به او اعتماد داري و براي همه چيز از او تشكر كن حتي اگر قلبت شكسته است!"
زن جوان در حالي كه اشك ميريخت زانو زد و دعا كرد: "خداوندا من نميدانم چرا عزيزترين كس من كشته شد ولي ميدانم كه به تو اعتماد دارم پس تو را شكر ميكنم."
وقتي اين زن جوان به خداوند ميگفت: "از تو تشكر ميكنم." در حقيقت به او ميگفت كه "خداوندا به تو اعتماد خواهم كرد". كتاب مقدس در اين رابطه ميگويد: "ليكن بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است، زيرا هر كه تقرّب به خدا جويد، لازم است كه ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا ميدهد" و بهترين راه براي ابراز ايمان اين است كه بگوييم: "خداوندا متشكرم".
شايد شما به خاطر از دست دادن عزيزي و يا به خاطر از دست دادن ميراث، شغل يا پول و سلامتي خود نسبت به خداوند احساس تنفر ميكنيد. شايد بپرسيد چرا خداوند اين گونه با من رفتار نمود. ولي خداوند به ما ميگويد: "در همة شرايط شكرگزار باشيد."
اوّل صبح روز بعد آن دختر جوان در حالي كه مملو از شادي بود به دفترم آمد و گفت: "ديشب براي اولين بار از روزي كه اين حادثه رخ داده بود توانستم بدون كمك قرص خوابآور بخوابم، و امروز صبح وقتي از خواب بيدار شدم احساس كردم قلبم مملو از شكرگزاري براي خداوند است. اصلاً نميتوانم بفهمم موضوع چيست ولي احساس ميكنم كه اين موضوع با درسي كه ديروز به من آموختيد در ارتباط باشد. "درس بيان كردن اين جمله "خداوندا تو را شكر ميكنم."
ميتوانم صدها داستان واقعي شبيه اين را برايتان تعريف كنم. داستان مسيحياني كه فقط با آموختن درس سادة "شكرگزاري" زندگيهايشان دگرگون شده است.
چند سال پيش براي خريد اين مركز يعني "اَروهيد سپرينگز" (Arrowhead Springs) احتياج مبرمي به مبلغ نيم ميليون دلار داشتم. اين مركز بينالمللي كه هم اكنون محل فعاليت "سپاهيان مسيح" ميباشد. آيندة كار خدمت و بشارت جهاني ما در معرض تهديد قرار داشت. ما با كمبود بودجه مواجه شده بوديم و در وضعيت مالي بسيار ناگواري قرار داشتيم. به نظر ميآمد كه هيچ اميدي نبود. كار خدمت و سازمان در حال نابود شدن بود و همچنين اعتبار و آبروي من نيز از بين ميرفت.
وقتي دوستم به من خبر داد كه پولي را كه قرار بود برايمان بفرستد موفق به تهية آن نشده است، زانو زده و دعا كردم "خداوندا بايد چه كنم؟" براي كسب اطمينان و طلب كمك كتاب مقدس را باز كردم و اين آيات را خواندم: "همه چيزها براي خيريت آناني كه خدا را دوست دارند با هم در كار ميباشند. بدون ايمان رضامندي خدا محال است و عادل به ايمان زيست ميكند." سپس اين دستور خداوند را خواندم كه بايد در هر امري او را شكر كنم.
پس عليرغم آنچه پيش آمده بود از خداوند تشكر كردم. در حالي كه به شدت ميگريستم ، از خداوند براي محبّت و حكمتش تشكر كردم. خداوند خوب ميدانست كه از وراي اين هرج و مرج و اوضاع به هم ريخته يك راه حل معجزهآسايي براي مشكل ما به وجود خواهد آمد.
در حالي كه مأيوس و ناراحت بودم زانو زدم و از خداوند تشكر كردم و خداوند به من اين اطمينان و آرامش واقعي را بخشيد كه يك معجزه در شرف وقوع است. در عرض ده روز خداوند يك راه حل باور نكردني براي حل مشكل ما پيش پاي ما گذاشت و اين حقيقتاً يك معجزه بود. بار ديگر خداوند ثابت كرد كه به او اعتماد كنيم او در وعدههايش امين و وفادار است و شايستة اعتماد ميباشد.
بزرگترين امتيازي كه در زندگي نصيب ما شده است اين است كه بياموزيم چگونه به خداوند اعتماد كرده و با ايمان در روح سلوك نماييم. من خود شخصاً هنوز در حال آموختن هستم و اطمينان دارم كه روزي خواهد رسيد كه بتوانم براي چيزهاي مهمتر و بزرگتري به او اعتماد كنم. حقيقتاً اين چه امتياز بزرگي است كه از لحظهاي كه از خواب بيدار ميشويم تا لحظهاي كه به خواب ميرويم ميتوانيم لحظه به لحظه و هر روز زندگي خود را با شاه شاهان گام برداريم.
سالهاست كه عادت دارم هر شب قبل از خواب كتاب مقدس بخوانم و دربارة صفات و وفاداري خداوند عاليمان تفكر و تعمق كنم. در طول خواب، نيمه هشيار مغزم همچنان به تفكر در مورد مسيح ادامه ميدهد و اولين چيزي كه هر صبح دربارهاش ميانديشم عيسي مسيح است.
معمولاً با خواندن يك مزمور و دعاي شكرگزاري از خواب بيدار ميشوم: "خداوندا تو را شكر ميكنم كه به تو تعلق دارم. تو را شكر ميكنم كه در من زندگي ميكني و از تو تشكر ميكنم كه گناهانم را بخشيدهاي. از اين كه مرا فرزند خودت ساختهاي شكرگزار تو هستم."
"از تو دعوت ميكنم تا در طول روز اختيار زندگيام را در دست بگيري. تو را شكر ميكنم كه با قلب من محبّت ميكني، با لبانم سخن ميگويي و با مغزم فكر ميكني. تو را شكر ميكنم كه وعده دادهاي تا توسط من كارهاي بزرگتر از آنچه زماني كه خود بر روي زمين بودهاي انجام خواهي داد. به وسيلة ايمان به عظمت، اقتدار و توانايي تو اعتراف ميكنم و از تو دعوت ميكنم تا در طول روز هر آنچه كه مايل هستي به وسيلة من و در من انجام دهي." شايد كلماتي كه در دعاهايم به كار ميبرم كمي تغيير كند ولي مزمون دعاهايم هر روز صبح هميشه ثابت ميماند.
سعي ميكنم روز خود را با زانو زدن و دعا كردن آغاز كنم تا به اين وسيله خداوندي و سلطنت او را تأييد و تصديق نمايم. كارهاي روزانهام را با قدرت و پري روحالقدس آغاز ميكنم. و بايد بگويم چه بركات و تجربيات هيجانانگيزي در انتظار كساني است كه به خداوند اعتماد دارند.
در پايان ميخواهم به طور اختصار يادآوري كنم كه اگر مايل هستيد كه هر روز و هر لحظه در پري و قدرت روحالقدس سلوك نماييد شما بايد:
1. اطمينان حاصل كنيد كه به وسيلة ايمان از روحالقدس پر هستيد. شما بر اين اساس ميتوانيد اين اطمينان را به دست آوريد كه خداوند خود امر فرموده است كه بايد از روح پر شويم و با قبول اين وعدة او كه هر آنچه بر حسب ارادة خداوند بخواهيم او اجابت خواهد كرد، پس ميتوانيم اطمينان داشته باشيم كه از روحالقدس پر هستيم.
2. براي نبرد روحاني با دشمنان خود يعني دنيا، جسم و ابليس آماده و هشيار باشيد.
3. منابعي كه به عنوان فرزندان خدا در اختيار شما است خوب بشناسيد. قدرت شما بايد از جانب خداوند باشد و همواره در او بمانيد.
4. با ايمان زندگي كنيد و هر روزه از حكمت، قدرت و محبّت خداوند بهره جسته و در شرايطي كه هستيد شكرگزار خداوند باشيد.
چرا شخص مسيحي بايد دايماً اشتياق و آرزو داشته باشد تا در پري و هدايت لحظه به لحظة روحالقدس سلوك نمايد؟ اينها تعدادي از دلايل مهم هستند:
دليل اوّل، تا باعث خوشنودي و احترام خداوند شويم، چرا كه خداوند از مشاركت با فرزندان خود خوشحال ميشود.
دليل دوّم، تا بتوانيم يك زندگي پربركت، هيجانانگيز و لذتبخشتري با نجاتدهندة خود داشته باشيم.
دليل سوّم، تا بتوانيم شاهدان مثمرثمري براي نجاتدهندة خود عيسي مسيح باشيم.
نتيجة طبيعي سلوك در پري روحالقدس شناسانيدن مسيح به ديگران به عنوان قدرداني و اطاعت از اوست.
از آنجايي كه هر مسيحي دستور دارد تا شاهدي مثمرثمر براي خداوندمان باشد، پس سرپيچي از اين دستور، نافرماني از خداوند محسوب ميشود و نشانگر اين واقعيت است كه شخص مسيحي تحت كنترل و هدايت روحالقدس سلوك نميكند.
در حالي كه شما با كمال وفاداري در روح سلوك مينماييد، فرآيند دگرگون كنندة تنفس روحاني را در زندگي خود عملي سازيد و به اين ترتيب شما هم ميتوانيد جزو يكي از ميليونها شاگرد فعال و مثمرثمري باشيد كه خداوند ما در سراسر جهان براي كار خود به خدمت گمارده است و شما نيز قادر خواهيد بود تا دعا كرده و براي مسيح شهادت دهيد تا حكم عظم مسيح در عصر حاضر اجرا گردد.
به خاطر داشته باشيد كه كتاب چگونگي سلوك در روح "يك اصل قابل انتقال" است. وقتي كه آن را شش مرتبه خوانديد، بر آن تسلط كامل خواهيد يافت، سپس كتاب را به ديگران بدهيد، همان گونه كه خداوند ما در متي 20:28 امر فرمود "و ايشان را تعليم دهيد كه همة اموري را كه به شما حكم كردهام حفظ كنند."
پولس رسول نيز ما را به اين كار تشويق و ترغيب ميكند: "و آنچه به شهود بسيار از من شنيدي، به مردمان امين بسپار كه قابل تعليم ديگران هم باشند
يوحنا به ما ميگويد كه بهترين راه براي داشتن يك تجربة احساسي همانا اطاعت از مسيح است. يكي از اعمال مهمي كه نشانگر اطاعت شما است، شناسانيدن مسيح به وسيلة هدايت روحالقدس است. زيرا "او آمد تا گمشده را بجويد و نجات بخشد". و مسيح خود به ما مأموريت داده است تا براي او شهادت دهيم. هيچ چيز بيشتر از شهادت دادن ما خداوند را خشنود نميسازد. پس اگر مايل هستيد تا حيات و حضور مستمر و هيجانانگيز مسيح را در زندگي خود تجربه كنيد بايد ديگران را با مسيح آشنا بسازيد.
براي اين كه بتوانيد در روح سلوك كنيد بايد طبق وعدة خداوند به كامليت او اعتماد كنيد. ايمان بايد موضوعي داشته باشد و موضوع ايمان شما، خداوند است . خداوند ثابت نموده است كه سزاوار و شايستة اين اعتماد ميباشد. در كلام خدا هزاران وعده براي من و شما وجود دارد و تا به حال هيچ مسيحي عدم صحت حتي يكي از اين وعدهها را نديده است.
وقتي خداوند چيزي ميگويد شما ميتوانيد به قيمت زندگي خود روي آن شرط ببنديد، چرا كه ميدانيد او هرگز شما را مأيوس نخواهد ساخت.
در روميان پولس رسول مينويسد: "و ميدانيم كه به جهت آناني كه خدا را دوست ميدارند و به حسب ارادة او خوانده شدهاند، همه چيزها براي خيريّت (ايشان) با هم در كار ميباشند". آيا اين وعدة خداوند را باور داريد؟ اگر چنين است شما به طور منطقي، معقول بودن دستور خداوند را در اول تسالونيكيان تأييد ميكند: "در هر امري شاكر باشيد كه اين است ارادة خدا در حّق شما در مسيح عيسي".
آيا آموختهايد تا وقتي قلب شما به خاطر از دست دادن عزيزي شكسته است به خداوند بگوييد: "خداوندا تو را شكر ميكنم؟" وقتي بدن شما گرفتار درد شديدي ميشود، يا وقتي نامهاي از نامزدتان به دستتان ميرسد و او خواهان به هم زدن نامزدي است آيا خداوند را شكر ميكنيد؟ هنگامي كه متحمل خسارت مالي ميگرديد يا از عهدة امتحانات بر نميآييد و يا به جهت خدمت نظام وظيفه احضار ميگرديد. يا وقتي نسبت به شما چه از لحاظ شخصي، مذهبي يا نژادي تبعيض قايل ميشوند آيا خداوند را شكر ميكنيد؟
ممكن است با خود بگوييد فقط يك ابله و ديوانه در چنين شرايطي خدا را شكر ميكند. ولي طبق كلام خدا: "و ميدانيم كه به جهت آناني كه خدا را دوست ميدارند و به حسب ارادة او خوانده شدهاند، همه چيزها براي خيريّت (ايشان) با هم در كار ميباشند"
اگر خداوند دستور داده است كه بايد او را شكر كنيم، پس حتماً دليلي دارد. اين در واقع يكي از هيجانانگيزترين درسهايي است كه آموختهام، تا بتوانم حتي در مواقعي كه هيچ چيز بر وفق مراد نيست خداوند را شكر كرده از او تشكر كنم.
قبل از اين كه اين درس بسيار مهم را بياموزم هر گاه چيزي بر خلاف ميلم اتفاق ميافتاد، زود عصباني شده و صبر و حوصلهام را از دست ميدادم. درهاي بستهاي كه در مقابلم وجود داشت با زور فشار باز ميكردم و اگر باز نميشدند آنها را ميشكستم. اغلب اوقات از درون تحت فشار بودم و با ديگران كم حوصله و ناشكيبا بودم. بعدها متوجه شدم كه چقدر نادان بودهام. متأسفانه ما به دليل كم حوصلگيها و بيفكريهاي خود و با انتقادات بيجايمان برادران خود را آزرده خاطر ميكنيم. وقتي يك مسيحي اين گونه رفتار ميكند تمام بدن مسيح از آن رنج ميبرد.
ولي خداوند نقشة بهتري براي شما تدارك ديده است پس آسوده خاطر باشيد. اگر تمام دنياي اطراف شما از هم بپاشد، شما ميتوانيد خداوند را شكر كنيد چون خداوند حاكم و قادر مطلق است. تمامي جهان در دستهاي او است و شما ميتوانيد به خداوند اطمينان كنيد. او شما را دوست دارد و به شما وعده داده است كه براي شما ميجنگد.
در اول پطرس خداوند دستور داده است: "تا آزمايش ايمان شما كه از طلاي فاني با آزموده شدن در آتش، گرانبهاتر است، براي تسبيح و جلال و اكرام يافت شود در حين ظهور عيسي مسيح". مسيح خود شخصاً به اين جهان آمد، و تمامي گناهان شما را بر خود گرفت و حالا او منتظر است تا شما را بركت داده به كار برد. ولي اگر شما دايماً مضطرب و بيايمان باشيد او شما را به كار نخواهد برد. اگر دايماً گله و شكايت كرده و در همه چيز عيب و نقض بيابيد، او شما را به كار نخواهد برد.
چندي پيش خانم جواني براي شركت در يك كنفرانس تعليمي به مركز ما آمد و در پي شنيدن يكي از پيغامهاي من به جهت مشورت نزد من آمد. او در حالي كه به شدت اشك ميريخت داستان غمانگيز مرگ عزيزترين دوستش يعني نامزدش را كه در يك سانحة دلخراش اتومبيل جانش را از دست داده بود برايم تعريف كرد.
آنها در حال بازگشت از جشن نامزدي خود بودند كه ناگهان اتومبيلي از خط ممتد گذشته و راه را بر آنها مسدود كرده بود و در نتيجه اتومبيل آنها از جاده منحرف شده به تير تلفن اثابت كرده بود. چون خود اين دختر جوان پشت فرمان بود و رانندگي را بر عهده داشت او وجداناً خود را مقصر ميدانست و اين باعث ميشد تا غصة اين حادثه دو چندان شود. قلب او شكسته بود.
خانم جوان از من پرسيد: "بايد چه كار كنم؟"
ماهها از اين حادثه ميگذشت و او در طي اين مدت براي مشورت و چارهجويي نزد روان پزشكان و روانشناسان متعددي رفته بود، او حتي با كشيشان و افراد ديگر نيز مشكل خود را در ميان گذاشته بود. آن خانم جوان گفت: "اگر شما هم نتوانيد به من كمك كنيد ميترسم ديوانه شوم."
از او پرسيدم آيا مسيحي هستي؟ او جواب داد: آري."
با هم رسالة روميان را خوانديم، از او پرسيدم: "آيا ايمان داري كه همه چيز براي خيريت شما با هم در كار ميباشند؟"
او پاسخ داد: " بلي، ايمان دارم."
از او خواستم اول تسالونيكيان را با صداي بلند بخواند. "در هر امري شاكر باشيد كه اين است ارادة خدا در حّق شما در مسيح عيسي."
از او پرسيدم آيا از زماني كه نامزد عزيزت را از دست دادهاي از خداوند تشكر كردهاي؟ خانم جوان از شنيدن اين سؤال شوكه شد و گمان نمود كه سؤال مرا درست متوجه نشده است. با ناباوري به من نگاه كرد و گفت: " چطور ميتوانم خدا را شكر كنم وقتي چنين واقعة غمانگيزي برايم اتفاق افتاده است؟"
از او پرسيدم: "به خداوند اعتماد نداري اينطور نيست؟"
زن جوان با لحني مصرانه جواب داد: "البته كه به خداوند اعتماد دارم."
گفتم: "پس چرا نشان نميدهي كه به او اعتماد داري؟" و ادامه دادم: "اوايل ممكن است برايت مشكل باشد و حتي شايد به نظرت مسخره بيايد ولي بيا با هم دعا كنيم و به خداوند بگو كه به او اعتماد داري و براي همه چيز از او تشكر كن حتي اگر قلبت شكسته است!"
زن جوان در حالي كه اشك ميريخت زانو زد و دعا كرد: "خداوندا من نميدانم چرا عزيزترين كس من كشته شد ولي ميدانم كه به تو اعتماد دارم پس تو را شكر ميكنم."
وقتي اين زن جوان به خداوند ميگفت: "از تو تشكر ميكنم." در حقيقت به او ميگفت كه "خداوندا به تو اعتماد خواهم كرد". كتاب مقدس در اين رابطه ميگويد: "ليكن بدون ايمان تحصيل رضامندي او محال است، زيرا هر كه تقرّب به خدا جويد، لازم است كه ايمان آورد بر اينكه او هست و جويندگان خود را جزا ميدهد" و بهترين راه براي ابراز ايمان اين است كه بگوييم: "خداوندا متشكرم".
شايد شما به خاطر از دست دادن عزيزي و يا به خاطر از دست دادن ميراث، شغل يا پول و سلامتي خود نسبت به خداوند احساس تنفر ميكنيد. شايد بپرسيد چرا خداوند اين گونه با من رفتار نمود. ولي خداوند به ما ميگويد: "در همة شرايط شكرگزار باشيد."
اوّل صبح روز بعد آن دختر جوان در حالي كه مملو از شادي بود به دفترم آمد و گفت: "ديشب براي اولين بار از روزي كه اين حادثه رخ داده بود توانستم بدون كمك قرص خوابآور بخوابم، و امروز صبح وقتي از خواب بيدار شدم احساس كردم قلبم مملو از شكرگزاري براي خداوند است. اصلاً نميتوانم بفهمم موضوع چيست ولي احساس ميكنم كه اين موضوع با درسي كه ديروز به من آموختيد در ارتباط باشد. "درس بيان كردن اين جمله "خداوندا تو را شكر ميكنم."
ميتوانم صدها داستان واقعي شبيه اين را برايتان تعريف كنم. داستان مسيحياني كه فقط با آموختن درس سادة "شكرگزاري" زندگيهايشان دگرگون شده است.
چند سال پيش براي خريد اين مركز يعني "اَروهيد سپرينگز" (Arrowhead Springs) احتياج مبرمي به مبلغ نيم ميليون دلار داشتم. اين مركز بينالمللي كه هم اكنون محل فعاليت "سپاهيان مسيح" ميباشد. آيندة كار خدمت و بشارت جهاني ما در معرض تهديد قرار داشت. ما با كمبود بودجه مواجه شده بوديم و در وضعيت مالي بسيار ناگواري قرار داشتيم. به نظر ميآمد كه هيچ اميدي نبود. كار خدمت و سازمان در حال نابود شدن بود و همچنين اعتبار و آبروي من نيز از بين ميرفت.
وقتي دوستم به من خبر داد كه پولي را كه قرار بود برايمان بفرستد موفق به تهية آن نشده است، زانو زده و دعا كردم "خداوندا بايد چه كنم؟" براي كسب اطمينان و طلب كمك كتاب مقدس را باز كردم و اين آيات را خواندم: "همه چيزها براي خيريت آناني كه خدا را دوست دارند با هم در كار ميباشند. بدون ايمان رضامندي خدا محال است و عادل به ايمان زيست ميكند." سپس اين دستور خداوند را خواندم كه بايد در هر امري او را شكر كنم.
پس عليرغم آنچه پيش آمده بود از خداوند تشكر كردم. در حالي كه به شدت ميگريستم ، از خداوند براي محبّت و حكمتش تشكر كردم. خداوند خوب ميدانست كه از وراي اين هرج و مرج و اوضاع به هم ريخته يك راه حل معجزهآسايي براي مشكل ما به وجود خواهد آمد.
در حالي كه مأيوس و ناراحت بودم زانو زدم و از خداوند تشكر كردم و خداوند به من اين اطمينان و آرامش واقعي را بخشيد كه يك معجزه در شرف وقوع است. در عرض ده روز خداوند يك راه حل باور نكردني براي حل مشكل ما پيش پاي ما گذاشت و اين حقيقتاً يك معجزه بود. بار ديگر خداوند ثابت كرد كه به او اعتماد كنيم او در وعدههايش امين و وفادار است و شايستة اعتماد ميباشد.
بزرگترين امتيازي كه در زندگي نصيب ما شده است اين است كه بياموزيم چگونه به خداوند اعتماد كرده و با ايمان در روح سلوك نماييم. من خود شخصاً هنوز در حال آموختن هستم و اطمينان دارم كه روزي خواهد رسيد كه بتوانم براي چيزهاي مهمتر و بزرگتري به او اعتماد كنم. حقيقتاً اين چه امتياز بزرگي است كه از لحظهاي كه از خواب بيدار ميشويم تا لحظهاي كه به خواب ميرويم ميتوانيم لحظه به لحظه و هر روز زندگي خود را با شاه شاهان گام برداريم.
سالهاست كه عادت دارم هر شب قبل از خواب كتاب مقدس بخوانم و دربارة صفات و وفاداري خداوند عاليمان تفكر و تعمق كنم. در طول خواب، نيمه هشيار مغزم همچنان به تفكر در مورد مسيح ادامه ميدهد و اولين چيزي كه هر صبح دربارهاش ميانديشم عيسي مسيح است.
معمولاً با خواندن يك مزمور و دعاي شكرگزاري از خواب بيدار ميشوم: "خداوندا تو را شكر ميكنم كه به تو تعلق دارم. تو را شكر ميكنم كه در من زندگي ميكني و از تو تشكر ميكنم كه گناهانم را بخشيدهاي. از اين كه مرا فرزند خودت ساختهاي شكرگزار تو هستم."
"از تو دعوت ميكنم تا در طول روز اختيار زندگيام را در دست بگيري. تو را شكر ميكنم كه با قلب من محبّت ميكني، با لبانم سخن ميگويي و با مغزم فكر ميكني. تو را شكر ميكنم كه وعده دادهاي تا توسط من كارهاي بزرگتر از آنچه زماني كه خود بر روي زمين بودهاي انجام خواهي داد. به وسيلة ايمان به عظمت، اقتدار و توانايي تو اعتراف ميكنم و از تو دعوت ميكنم تا در طول روز هر آنچه كه مايل هستي به وسيلة من و در من انجام دهي." شايد كلماتي كه در دعاهايم به كار ميبرم كمي تغيير كند ولي مزمون دعاهايم هر روز صبح هميشه ثابت ميماند.
سعي ميكنم روز خود را با زانو زدن و دعا كردن آغاز كنم تا به اين وسيله خداوندي و سلطنت او را تأييد و تصديق نمايم. كارهاي روزانهام را با قدرت و پري روحالقدس آغاز ميكنم. و بايد بگويم چه بركات و تجربيات هيجانانگيزي در انتظار كساني است كه به خداوند اعتماد دارند.
در پايان ميخواهم به طور اختصار يادآوري كنم كه اگر مايل هستيد كه هر روز و هر لحظه در پري و قدرت روحالقدس سلوك نماييد شما بايد:
1. اطمينان حاصل كنيد كه به وسيلة ايمان از روحالقدس پر هستيد. شما بر اين اساس ميتوانيد اين اطمينان را به دست آوريد كه خداوند خود امر فرموده است كه بايد از روح پر شويم و با قبول اين وعدة او كه هر آنچه بر حسب ارادة خداوند بخواهيم او اجابت خواهد كرد، پس ميتوانيم اطمينان داشته باشيم كه از روحالقدس پر هستيم.
2. براي نبرد روحاني با دشمنان خود يعني دنيا، جسم و ابليس آماده و هشيار باشيد.
3. منابعي كه به عنوان فرزندان خدا در اختيار شما است خوب بشناسيد. قدرت شما بايد از جانب خداوند باشد و همواره در او بمانيد.
4. با ايمان زندگي كنيد و هر روزه از حكمت، قدرت و محبّت خداوند بهره جسته و در شرايطي كه هستيد شكرگزار خداوند باشيد.
چرا شخص مسيحي بايد دايماً اشتياق و آرزو داشته باشد تا در پري و هدايت لحظه به لحظة روحالقدس سلوك نمايد؟ اينها تعدادي از دلايل مهم هستند:
دليل اوّل، تا باعث خوشنودي و احترام خداوند شويم، چرا كه خداوند از مشاركت با فرزندان خود خوشحال ميشود.
دليل دوّم، تا بتوانيم يك زندگي پربركت، هيجانانگيز و لذتبخشتري با نجاتدهندة خود داشته باشيم.
دليل سوّم، تا بتوانيم شاهدان مثمرثمري براي نجاتدهندة خود عيسي مسيح باشيم.
نتيجة طبيعي سلوك در پري روحالقدس شناسانيدن مسيح به ديگران به عنوان قدرداني و اطاعت از اوست.
از آنجايي كه هر مسيحي دستور دارد تا شاهدي مثمرثمر براي خداوندمان باشد، پس سرپيچي از اين دستور، نافرماني از خداوند محسوب ميشود و نشانگر اين واقعيت است كه شخص مسيحي تحت كنترل و هدايت روحالقدس سلوك نميكند.
در حالي كه شما با كمال وفاداري در روح سلوك مينماييد، فرآيند دگرگون كنندة تنفس روحاني را در زندگي خود عملي سازيد و به اين ترتيب شما هم ميتوانيد جزو يكي از ميليونها شاگرد فعال و مثمرثمري باشيد كه خداوند ما در سراسر جهان براي كار خود به خدمت گمارده است و شما نيز قادر خواهيد بود تا دعا كرده و براي مسيح شهادت دهيد تا حكم عظم مسيح در عصر حاضر اجرا گردد.
به خاطر داشته باشيد كه كتاب چگونگي سلوك در روح "يك اصل قابل انتقال" است. وقتي كه آن را شش مرتبه خوانديد، بر آن تسلط كامل خواهيد يافت، سپس كتاب را به ديگران بدهيد، همان گونه كه خداوند ما در متي 20:28 امر فرمود "و ايشان را تعليم دهيد كه همة اموري را كه به شما حكم كردهام حفظ كنند."
پولس رسول نيز ما را به اين كار تشويق و ترغيب ميكند: "و آنچه به شهود بسيار از من شنيدي، به مردمان امين بسپار كه قابل تعليم ديگران هم باشند
تاريخ:پنجشنبه، 11 تیرماه 1388 | نظرات [ 0 ] |

